چطور باید همزمان درس خواند و استخدام شد؟!

مدرک کارشناسی رو که گرفتم، دغدغه کنکور ارشد و استخدام شدن، تمام فکر و ذکرم رو به خودش مشغول کرده بود. با اینکه اون دوره از زندگیم، نیاز مالی چندانی احساس نمی کردم، اما هر جایی که به ذهنم می رسید ممکنه بتونم کار پیدا کنم، رزومه می فرستادم. ولی تا یک سال بعد که امتحان ورودی کارشناسی ارشد رو شرکت کردم، نتونستم جایی استخدام بشم.
با شروع درس های فوق لیسانس، متوجه شدم اگه بخوام هم سر کار برم و هم درس بخونم، شرایط سختی خواهم داشت. به خصوص اینکه مجبور بودم توی خوابگاه دانشگاه، توی یه اتاق نه چندان بزرگ با چهار نفر دیگه زندگی کنم. می دونستم این مساله فشار زیادی بهم وارد میکنه. مثلا شب ها که من خسته از سر کار بر می گشتم، ممکن بود بچه های اتاق بخوان تا صبح لامپ رو روشن بذارن و توی یه ذره جا، هی رفت و آمد بکنن.
خلاصه این طوری شد که روند پیگیری استخدام رو یه کم کند کردم، تا زمانی که یک سال از درسم گذشت. بعد از اون بود که همزمان با آغاز کار پایان نامه، مجددا به فکر پیدا کردن شغل و استخدام شدن افتادم. برای همین شروع کردم به خرید هر روز روزنامه های بازار کار و چک کردن سایت سازمان های دولتی برای ثبت نام در آزمون های استخدامی.
بعد از گذشت چند ماه، تنها چیزی که از این کارها عاید من شد، وقت گذاشتن برای چند تا مصاحبه شغلی ناموفق و رد شدن در یک امتحان استخدام دولتی بود. این تجربه باعث شد به فکر ثبت نام در سایت هایی بیوفتم که شغل های مرتبط با تخصص هر فردی در اون پیدا میشد.
این طوری بود که سایت شیپور رو پیدا کردم. جایی که علاوه بر بازدید از آگهی های استخدام موسسات خصوصی، امکان درج روزمه به صورت رایگان هم وجود داشت.
چند وقتی که از انتشار رزومه توی شیپور گذشت، چند تا فرصت استخدام پیدا کردم که از بین اونها، با یه موسسه بعد از قبول شدن در مصاحبه ورودی، توافق کردم.
اما خب، هنوز با اینکه چند وقتی از شروع کار من نگذشته بود، متوجه شدم راه سختی پیش رو دارم. چون باید در کنار روزی دست کم هشت ساعت کار، به کارهای پایان نامه و چند واحد درسی باقی مونده، رسیدگی می کردم. برای همین وقتی می رسیدم خوابگاه، نه تنها توان ورق زدن کتاب رو نداشتم که نای پخت و پز هم در خودم نمی دیدم.
واسه همین احتمال دادم نتونم در زمان مقرر درسم رو تموم کنم. البته تنها چیزی که از این شرایط سخت نصیب من می شد، تجربه کاری بود. تجربه ای که ضمن اعتبار دادن به روزمه ام، باعث می شد در آینده بتونم شغل بهتری پیدا کنم.
از مشکلات دیگه ای که درس خوندن و کار کردن همزمان برام به وجود آورده بود، نداشتن زمان آزاد برای سر زدن به کتابخونه ها و تکمیل کار تحقیقات درسیم بود. حتی اگه در بهترین حالتش می تونستم ماهی دو روز مرخصی بگیرم تا به کارهای پایان نامه برسم، عملا چندین ماه طول می کشید که کار جمع آوری اطلاعاتم تموم بشه.
با وجود این ، هر روزی که مرخصی می گرفتم سعی می کردم در فشرده ترین حالت، کارهام رو انجام بدم. این مساله هم از طرفی باعث می شد، فرداش سر کار با خستگی زیادی حاضر بشم.
مشکل بعدی این جور زندگی کردن این بود که من هیچ فرصتی برای استراحت و گردش در اختیار نداشتم و عملا همه روزهای هفته رو کار می کردم، چه توی شرکت و چه توی خوابگاه پشت میز مطالعه.
البته من این مشکلات رو با این توجیه که یک سال دیگه و بعد از فارغ التحصیلی مجبور نباشم توی استرس زیاد، دنبال کار باشم و از صفر شروع کنم، تحمل می کردم. راستش اضطراب استخدام شدن توی روزهای آخر دانشگاه، منجر به افسردگی و ناراحتی خیلی ها میشه. واسه همین من تمام تجاربم از جمله معرفی سایت شیپور رو برای پیدا کردن کار رو به دوستانم منتقل کردم. ضمن اینکه دیده بودم توی بلاگ شیپور نکته های خوبی با عناوین “نکات حیاتی برای استخدام و قبولی در مصاحبه شغلی” و “چند قاعده اصلی در استخدام موفق که نمی دانستید” در مورد موفقیت در مصاحبه و استخدام شدن وجود داره که به کار تمامی افراد جویای کار می خوره.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.