با یه قاب عکس میشه پول درآورد!

تابستون دو سال قبل بود که بعد از تموم شدن امتحانات، تصمیم گرفتم برای گذران تعطیلات و یاد گرفتن یه مهارت جدید، توی کلاس های آموزش منبت کاری شرکت کنم. شروع کار در ابتدا برام سخت بود اما کم کم کار رو یاد گرفتم و تقریبا هر تکه چوبی که دستم می اومد رو روش نقش و نگار می انداختم.

خب طبیعی بود که کارهای اولم چندان به درد بخور نباشن. با این همه تمامی اونا رو به عنوان یادگاری و یادآوری کننده میزان پیشرفتم نگه داشتم.

تابستون تموم شد ولی من همچنان توی وقت های آزادم، منبت کاری رو ادامه می دادم و این طوری شد که کارهای بعدیم کیفیت و زیبایی قابل توجهی پیدا کردن. واسه همین نزدیک های عید نوروز تصمیم گرفتم، کادوهای سال نویی که قرار بود برای دوستان و آشناهام تهیه کنم، از منبت کاری هایی باشه که تو این مدت درست کردم.

راستش با اینکه می دونستم کارهام پیشرفت خوبی داشتن ولی زمانی که واکنش مثبت اطرافیانم رو هنگام گرفتن هدیه ها دیدم، قوت قلب بیشتری پیدا کردم و مصمم شدم، با پشتکار بیشتری رو به کارم ادامه بدم.

اما یک سال بعد، وقتی مجبور شدم به خاطر کنکور و برنامه ریزی فشرده درسی، منبت کاری رو بذارم کنار، تاحدی مهارت دست گرفتن ابزار رو از دست دادم. آخه من اونقدرها حرفه ای نشده بودم و یک سال وقفه توی کارم، باعث شد افت زیادی پیدا کنم. با وجود این کارم رو از سر گرفتم.

شروع فصل جدید مبنت کاری بعد از گذروندن کنکور، همراه شد با پر شدن مجدد اتاقم از تکه های چوب و ابزار آلات مختلف. توی همین بین، وقتی وسایل کارم رو از انبار آوردم، یه قاب عکس پیدا کردم که با دقت زیادی سال قبل، روش کار کرده بودم. یادمه تصمیم داشتم این قاب منبت کاری شده رو به یکی از معلم های مدرسه ام هدیه بدم ولی بعد چون کار قاب یه کم طول کشید و اون معلم هم از مدرسه ما رفت، هرگز به دستش نرسید.

البته به نظرم بد هم نشد، چون یکی از معدود کارهای با کیفیتم بود که برای خودم مونده بود. چیزی که می تونست بهم قوت قلب بده تا با بتونم به عنوان یه الگو ازش استفاده کنم و کارم رو پیش ببرم.

خلاصه اینکه قاب رو همون طوری خالی و بدون هیچ عکس و تصویری روی دیوار اتاقم نصب کردم. اما بعد از چند ماه که تونستم بر میزان مهارتم اضافه کنم، گوشه کنار اتاقم پر شد از انواع و اقسام وسایل چوبی منبت کاری شده با کیفیتی به مراتب بهتر از اون قاب عکس.

این جوری شد که به فکر فروش اونها افتادم. چون اگه می خواستم همون طوری ادامه بدم، دیگه جا واسه خودمم توی اتاق پیدا نمی شد. جای فروشش رو هم بلد بودم. البته شاید همین که می دونستم میتونم از طریق مراکز اینترنتی مثل سایت شیپور، صنایع دستیم رو برای فروش بذارم، باعث شد به این نتیجه برسم که بفروشمشون.

یکی از اولین کارهایی که تصمیم گرفتم بذارمش توی سایت، همون قاب عکس بود. چون به نظرم قاب عکس نسبت به سایر کارهای منبت کاری، مشتری بیشتری داشت.

کار با شیپور هم راحت بود و از همه مهمتر رایگان. من  با این سایت از طریق یه تبلیغ تلویزیونی، آشنا شدم و وقتی بهش مراجعه کردم دیدم میشه اینجا هم وسایل دست دوم رو برای فروش گذاشت و هم وسایل نو مثل صنایع دستی.

قاب عکس منبت کاری من، همون طوری که حدس می زدم، خیلی زود مشتری پیدا کرد. راستش با اینکه جزو اولین کارهای خوبم محسوب می شد، ولی از فرو ختنش ناراحت نبودم. چون نه تنها به کار من نمی اومد بلکه شروع یه مرحله جدید از کارم محسوب می شد. چرا من می تونستم با فروش کارهای منبت کاریم، هم هزینه هام رو جبران کنم و هم درآمد به دست بیارم.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.