تابلو فرش و سایت شیپور شما رو استخدام می کنن!

به خاطر مشکلات مالی شرکت، رئیس ما تصمیم گرفت تعدیل نیرو کنه تا به قول خودش هزینه ها کم شه و شرکت همچنان پابرجا بمونه. روزی که بعد از یه سخنرانی و قدردانی از کارمندها، طی یک گفتگوی خصوصی من رو هم اخراج کرد احساس می کردم زندگیم داغون شده!
آخه من چند سال بود که توی اون شرکت بودم و براساس حقوقی که می گرفتم برنامه ریزی مالی کرده بودم. اما درست در کمتر از یه هفته از بحرانی شدن اوضاع مالی شرکت، رئیس ما چند نفر رو گذاشت کنار و این تغییرات سریع، فرصت تغییر در برنامه های زندگی رو از هممون گرفت. نتیجه این شد که ما موندیم و کلی قسط و اجاره خونه بدون هیچ درآمدی.
وقتی برگشتم خونه خیلی غمگین بودم. میدونستم باید به سرعت دنبال کار بگردم و فکر می کردم با تجربه ای که تو کارم دارم می تونم سریع یه شغل دیگه پیدا کنم. اما خب دو هفته گذشت و من همچنان بی کار بودم.
هر روز به زمان پرداخت کرایه خونه و قسط های بانک نزدیک می شدم، استرسم بیشتر می شد. مستاصل بودم و عصبی. تا اینکه به این نتیجه رسیدم بهتره تا وقتی کار جدیدی پیدا نشده، از مهارت هام برای گذران زندگی استفاده کنم. این چیزی بود که مامانم همیشه به من می گفت. یادمه توی دوره دبیرستان هم به توصیه مامانم کارهای بافتنی، عروسک سازی و حتی بافت تابلو فرش رو آموزش دیدم، به این امید که یه روز به کارم می اومد و انگار، امروز اون روز خاص بود.
چند جایی که کارهای بافتنی انجام می دادن و یا به فروش می رسوندن سر زدم. متوجه شدم بهترین گزینه کار بافت تابلو فرش در مقایسه با عروسک سازی و بافتنی های مختلفه که من بلد بودم. تابلو فرش کار پر زحمت و زمان بری بود به خصوص که من هم سالها بود دست به دار نبرده بودم. اما طوری که تحقیق کردم فروش خوبی داشت و می تونست تا زمانی که شغل جدیدی پیدا می کنم، هزینه هامو تامین کنه.
برای شروع هم، با یه کارگاه قرارداد بستم. این طوری که وسایل کار به خرج اونا و کار بافت با من. سود فروش هم تقسیم می شد. روزهای اول خیلی برام سخت بود ولی خب تنها راه پیش رو من همین بود. در نهایت هم بدون اینکه در دو ماه بعدی کار مناسبم رو پیدا کنم، اولین تابلو فرش رو فروختم. تابلو دوم رو به نیمه رسوندم که تونستم بعد از دو دوره مصاحبه شغلی توی یه شرکت بزرگ، برگردم به سر کاری که سالها تجربه اون رو کسب کرده بودم.
با وجود این، دلم نمی اومد تابلو فرش رو نیمه کاره رها کنم. به خصوص که باید به قراردادم هم عمل می کردم. اما یادمه تابلو فرش سوم رو چندین ماه بعد از فروش تابلو دوم و بدون اجبار توافق با کارفرما، شروع کردم. چون تونستم یه شیوه جدید برای فروش کارهای دستیم پیدا کنم.
راستش یه بار که توی اینترنت در مورد صنایع دستی و تابلو فرش جستجو می کردم به مطلبی با عنوان “تابلو فرش از آغاز تاکنون” برخوردم که سایت شیپور منتشر کرده بود. توی این نوشته بعد از معرفی تاریخچه تابلو فرش، پیشنهاد داده بود که افراد علاقمند می تونن از این سایت تابلو فرش های دست دوم با قیمت مناسب خریداری کنن و یا اگه تابلویی دارن که به کارشون نمیاد بذارن برای فروش.
همین توصیه به من ایده داد که تابلو فرش سوم رو به قصد فروش توی سایت شیپور شروع کنم. اگه می تونستم اینجا خریدار پیدا کنم، کل سود کار به خودم می رسید ضمن اینکه الزامی برای تموم کردن تابلو در یه زمان مشخص نداشتم.
محاسبه من درست در اومد. سومین دسترنج من خیلی خوب و با یه قیمت عالی تو شیپور فروخته شد. البته نباید تعجب کرد. چون این سایت گستره وسیعی از خرید و فروش تمامی اجناس و لوازم زندگی رو دربرمیگیره که باعث شده بازدید کننده های زیادی بهش سر بزنن.
خلاصه اینکه، هر کاری تو این دنیا حکمتی داره. شاید اگه من شغل اولم رو از دست نمی دادم هرگز به هنری که داشتم و می تونستم ازش پول خوبی به دست بیارم، پی نمی بردم. حالا هم اگه شما دستی در کارهای هنری دارین بهتره از فرصت استفاده کنین و توی سایت شیپور به طور مجانی آگهی فروش منتشر کنین.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.