خاطرات یک استاد گیتار !

گیتار برای من حکم عروسک رو برای بچه ای داشت که زندگی بدون اون براش امکان پذیر نبود. چون پدر و مادرم قبل از اینکه من وارد مدرسه بشم، برام گیتار خریدن و اسمم رو توی کلاس های آموزش موسیقی نوشتن. واسه همین بعد از گذشت بیست سال، نواختن این ساز برای من جزئی از زندگیم شده.
علیت اینکه پدر و مادرم می خواستن بچه شون مهارت موسیقی داشته باشه، علاوه بر تاثیر اون در افکار و سبک زندگی، مجهز کردن من به یه ابزار برای کسب درآمد در آینده بود.
الان که فکر می کنم می بینم چه ایده خوبی بوده. اینکه پدر و مادری از کودکی فرزندشون به این مساله فکر کنن که علاوه بر درس خوندن بچه باید به یه مهارت دیگه هم مسلط باشه تا در صورت لزوم بتونه ازش پول در بیاره، یه آینده نگری قابل ستایشه.
واسه همین من زمانی که وارد دانشگاه شدم به خاطر یه سری مسائل مالی و هزینه های خوابگاه و تحصیلم تصمیم گرفتم برای اولین بار در زندگیم از سازم به عنوان یه منبع درآمد استفاده کنم، دقیقا کاری که پدر و مادرم یه روز احتمالش رو داده بودن.
برای این کار توی انجمن موسیقی دانشگاه ثبت نام کردم و گفتم که توانایی برگزاری کلاس آموزشی رو دارم. علاوه بر اون چند تا آگهی هم روی تابلو اعلانات خوابگاه و دانشکده ها نصب کردم. ولی خب چون حوزه آگهی های من محدود به دانشگاه می شد، نتونستم کاری از پیش ببرم. واسه همین به چند تا آموزشگاه موسیقی در سطح شهر مراجعه کردم و پیشنهادم رو به بهشون گفتم.
اونا هم استقبال کردن و البته خیلی زود اولین شاگردم از طریق همین آموزشگاه ها به من مراجعه کرد. ولی چون من اونجا فقط در نقش معلم انجام وظیفه می کردم، پول اصلی به جیب آموزشگاه می رفت و جز یه مبلغ اندک چیزی عاید من نمی شد.
مدتی همین طوری کار کردم. به نظرم بهتر از بیکاری بود. تا اینکه به ذهنم رسید توی روزنامه هم آگهی بدم که البته به خاطر هزینه اش و اینکه باید هر چند روز یه بار این پرداخت پول تکرار می شد، از خیرش گذشتم. آخه مطمئن نبودم آگهی هام به نتیجه برسه و راستش من ترسیدم که همین مقدار پولی هم که تا الان به دست آوردم رو مجبور شم صرف هزینه آگهی روزنامه بکنم.
دو سالی به این منوال گذشت تا عید نوروز امسال. توی روزهای تعطیل عید بود که من چون بیشتر وقتم رو با اینترنت میگذروندم با چند تا سایت آموزش موسیقی آشنا شدم. البته قبلا خودم وبلاگی در این رابطه داشتم و اونجا هم آگهی قبول شاگر خصوصی منتشر کرده بودم، ولی نتیجه ای نداشت.
خلاصه اینکه وقتی بیشتر اون سایت ها رو مطالعه کردم متوجه شدم اون ها هم شبیه آموزشگاه های موسیقی عمل می کنن و در نهایت من فقط باید به یه شندرغاز راضی بشم.
با وجود این تصمیم گرفتم بازهم جستجو کنم شاید جای بهتری برای استخدام یه معلم موسیقی پیدا می شد. توی همین سرچ کردن ها، به مطلبی در مورد استخدام برخودم که بلاگ شیپور منتشر کرده بود. عنوانش “وقتی شیپور باعث شد من استخدام بشم” بود. بعد مطالعه اون فهمیدم میشه از طریق سایت شیپوربدون هیچ هزینه ای و با ارائه روزمه کاری آگهی درج بکنم و به هدفم برسم.
در واقع این یه فرصت برای پیدا کردن شاگرد خصوصی بدون واسطه و بدون هزینه بود.
خیلی خوشحال شدم. مطمئن بودم از این راه نتیجه می گیرم. چون دیدم که افرادجویای کار زیادی هم علاوه بر موسسات و شرکت های نیازمند کارمند، توی سایت شیپور رزومه منتشر کردن و این یعنی شناخته شدن شیپور به عنوان یه مرکز کاریابی معتبر.
خلاصه اینکه من بعد از گذشت مدت زمانی، اولین شاگرد خصوصیم رو از این روش پیدا کردم و چون هزینه ای که برای تدریس گیتار پیشنهاد داده بودم منصفانه بود، تونستم از طریق همون یه نفر با چند نفر دیگه که علاقمند به یادگیری این ساز بودن، هم مرتبط بشم.
با این شرایط می دونم با توجه به قیمتی که من واسه ارائه کارم مطرح کردم و روزمه ام و از همه مهمتر بازدیدهای روزانه شیپور از قسمت استخدام این سایت، به زودی کارم می گیره و دیگه مجبور نیستم زیر نظر آموزشگاه با کمترین دست مزد کار کنم.
اگه شما هم به عنوان معلم خصوصی کار می کنین یا تو فکرش هستین که این کار رو شروع کنین، میتونین به سایت شیپور به عنوان اولین گزینه نگاه کنین. به نظرم شروع خوبی براتون میشه.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.