شیوه طلایی تبدیل کتاب دست دوم به کتاب خوان!

علاقه خواهرم به کتاب زیاد بود. هر جایی که قرار بود حتی برای دو سه ساعت بره، یکی دوتا کتاب با خودش می برد. تقریبا هر هفته چند تا کتاب جدید می خرید. اتاق خودش عملا دیگه جایی واسه یه کتاب تازه هم نداشت. واسه همین چند تا قفسه کتاب هم رو دیوار اتاق من نصب کرد تا بتونه کتابای جدیدشو داخل خونه نگه داره و نه توی انباری. آخه مامانم بهش گفته بود باید یه سری از کتاب ها بره تو انبار، چون جا واسشون توی خونه نیست.
خلاصه اینکه هر جا خواهرم بود یه کوله پشتی کتاب هم بود. این موضوع البته باعث مشکل کسی نبود تا اینکه قرار شد ما یه هفته بریم سفر. پدرم اصرار داشت وسیله زیاد نبریم تا ماشین سنگین نشه. تو این بین خواهرم یه کیف پر کتاب هم برداشت. وقتی پدر و مادرم بهش گفتن که جا واسه این کیف نیست، گفت ترجیح میده وسایل شخصیش رو کم کنه ولی این کیف رو حتما همراه داشته باشه.
در نهایت همین طوری هم شد. اما مشکل فقط این نبود توی سفر هم خواهرم همش درگیر این کیف بود که باید از زیر کلی وسیله دیگه توی صندوق عقب می کشیدش بیرون و یه کتاب برمی داشت.
وقتی از مسافرت برگشتیم من فکر کردم که بهتره خواهرم یه تبلت بخره و همه کتابایی که مایله بخونه رو به شکل پی دی اف توی تبلتش داشته باشه تا مجبور نشه این همه کتاب سنگین رو دائما جابه جا کنه. قبل از اینکه این ایده رو بهش بدم، خودم گشتی توی سایت های فروش لوازم الکترونیکی زدم. قیمت ها و مدل های تبلت ها مختلف بود. میخواستم یه مدلی رو بخرم که حافظه بالایی داشته باشه و البته قابل ارتقا هم باشه. چون می دونستم خواهر من اهل حذف کردن کتاب دست دوم قبلی برای ایجاد فضا واسه کتابهای جدید نبود.
تو همین گشت و گذارها، یهو به یه “کتاب خوان” برخوردم. کتاب خوندن طراحی شده و به همین دلیل میزان نور صفحه و اندازه نوشته ها قابل تنظیمه تا چشم آسیب نبینه.
همچنین کتاب خوان امکان حاشیه نویسی در هر صفحه کتاب و یا خط کشیدن زیر جملات مهم رو هم به خواننده میده به نظرم این وسیله دقیقا جوابگوی نیاز خواهر من بود. اما قیمتش برای من یه ذره زیاد بود. واقعیتش اینکه واسه خرید تبلت هم من پول کافی نداشتم تصمیم داشتم با کمک مامانم اون رو بخرم.
وقتی موضوع رو به خواهرم گفتم از کتاب خوان استقبال کرد. علتش هم این بود که دیگه راحت و بدون دردسر هر تعداد کتاب که دلش می خواست می تونست این ور و اون ور ببره بدوه اینکه کسی بهش غر بزنه. اما خب مامانم آب پاکی رو ریخت رو دستمون. گفت فعلا پولی برای خرید همچنین وسیله ای هزینه نمی کنه.
خواهر من که خیلی از کتاب خوان خوشش اومده بود دست از تلاش برنداشت. گفت اگه بتونه یه دست دومشو میخره. واسه همین شروع کرد به جستجو توی اینترنت. آخه کتابایی که لازم داشت بیشتر وقتا از طریق همین اینترنت سفارش می داد واسه همین فکر کرد از این طریق میتونه کتاب خوان دست دوم هم گیر بیاره.
تو همین اثنا به بلاگ شیپور برخوردیم که یه مطلب در مورد کتاب خوان داشت. ” این کتاب به درد بخور را بشناسیم” اسم نوشته ای بود که بلاگشیپور برای معرفی کتاب خوان منتشر کرده بود. از قرار معلوم معضل حمل و نقل کتاب داشت یه مشکل همه گیر میشد که شیپور هم در موردش صحبت کرده بود.
با وجود این، ما نتونستیم توی اینترنت کتاب خوان دست دوم پیدا کنیم اما چون با این سایت آشنا شدیم، به یه راه حل فوق العاده برای رفع مشکل پول برخوردیم. شیپور با امکان خرید و فروش کتاب دست دوم به خواهرم کمک کرد تا کتاب هایی که لازم نداره رو برای فروش آگهی کنه. این طوری هم مجبور نبود اونا رو تو انباری نگه داره و هم پول خرید دستگاه کتاب خوان به دستش می رسید.
راستش حتی اگه قرار نبود ما کتاب خوان بخریم، بازم به خواهرم پیشنهاد می دادم کتاب هایی که چند باری خونده و یا دیگه به کارش نمیاد رو توی سایت شیپور آگهی کنه. بهتر ازاین بود که بیخودی تلمبار بشن تو اتاق یا به بدترین شکل توی انباری آسیب ببین. با این کار هزینه خرید کتاب های جدید رو هم به دست می آورد.
بعد از این ماجرا و با اینکه خواهرم تونست با فروش کتاب دست دوم و کمک من یه کتابخوان بخره، هر زمان کتابی احتیاج داشت، اول به سراغ شیپور میره. میگه کتاب دست دوم همون کار کتاب دست اول رو می کنه اما با هزینه کمتر.
حالا شما هم اگه یه سری کتاب دارین که به کارتون نمیاد و یا جای زیادی از اتاقتون رو گرفته، شیپور میتونه کمکتون کنه تا مشکلتون حل بشه.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.