شیپور، جایی که کامپیوترها تبدیل به تبلت میشن!

روزهای آخر امتحان های دانشگاه رو داشتم می گذروندم که یه روز مامانم زنگ زد و گفت بعد از تموم شدن امتحانات تو، قرار شده بریم یه سفر ۱۰ روزه. خیلی خوشحال شدم. من همیشه مسافرت های دسته جمعی خانوادگی رو به سفرهای دیگه ترجیح میدم. واسه همین ذوق زده و پر انرژی، آخرین امتحان ها رو هم به خوبی پشت سر گذاشتم، یادمه دو هفته قبل از سفر، من متوجه شدم باید نصف کارهای یه پروژه مهم امتحانی رو که استاد بهمون تا ماه آینده فرصت ارائه داده بود، رو انجام بدم. در غیر این صورت بخشی از نمره عملی اون درس رو نمی گرفتم. این مساله باعث شد که من در پیوستن به خانواده ام برای یه سفر ایرانگردی دچار تردید بشم.
وقتی خانواده ام موضوع رو فهمیدن خیلی ناراحت شدن و گفتن تو این دو هفته باقی مانده به شروع سفر، کارهای پروژه رو انجام بدم. اما شدنی نبود. چون بخشی از پروژه وابسته به کار همکلاسیم بود که باید به من تحویل می داد و اون هم زودتر از پنج-شش روز دیگه نمی تونست کارش رو تموم کنه.
خلاصه اینکه چون تغییر زمان سفر هم به دلیل کار پدرم امکان نداشت. کم کم داشتیم مطمئن می شدیم که من از گردش خانوادگی جا موندم که یهو به ذهنم رسید برم یه تبلت بخرم تا بتونم توی سفر کار رو انجام بدم.
پیشنهادم رو که توی خونه مطرح کردم، اصلا با استقبال مواجه نشد. چون قیمت تبلت مورد نظر من با توجه به ویژگی هایی که از یه تبلت می خواستم، بالا بود و خانواده ام اون زمان پرداخت همچنین هزینه ای در توانشون نبود.
انگار بهترین کار همون صرف نظر کردن من از مسافرت بود. راستش مدتی بود به فکر خرید تبلت بودم. یه تبلت درست و حسابی که توی خوابگاه هم از شر اسم نوشتن برای استفاده از کامپیوترهای اونجا خلاص بشم. ولی هر دفعه همین مشکل ” پول” مانع می شد.
فردای اون روز وقتی پشت کامپیوتر خونه نشسته بودم و داشتم با بی حالی کارم رو انجام می دادم به فکرم رسید، اصلا همین کامپیوتر خودش پوله. یه سرمایه برای خرید تبلت. آخه دیگه کی تو این دوره زمونه به خاطر نداشتن تبلت از خیر سفرش می گذره و میشینه توی خونه که من بگذرم؟ و همین قضیه، منجر به فروش کامپیوتر خانگی ما و خرید تبلت دست دوم از شیپور شد.
زمانی که این ایده رو به اعضای خانواده ام گفتم، خوشبختانه همه موافقت کردن و البته مامانم از همه بیشتر. چون همیشه از کمی فضای اتاق خواب من و برادرم می نالید و حالا که قرار بود کامپیوتر با میز و صندلی اش فروخته بشه، جای بیشتری توی اتاق خواب واسه یه سری وسایل دیگه پیدا می شد.
خلاصه اینکه، برای فروش کامپیوتر با وجود زمان اندکی که داشتیم، من درج آگهی توی شیپور رو انتخاب کردم. البته بابام هم به چند تا دوستاش که توی بازار وسایل الکترونیکی دست دوم معامله می کردن، سپرد که اگه مشتری پیدا شد، بهمون خبر بدن.
من سایت شیپور رو توی خوابگاه شناختم. یادمه وقتی یکی از بچه ها می خواست کتاب درسی های دست دوم بخره توی اینترنت جستجو کرده بود و از این طریق، به آگهی های فروش کتاب شیپور برخورده بود. آگهی هایی که در نهایت دوستم رو به هدفش، یعنی خرید ارزون کتاب های درسی رسوند.
واسه همین وقتی موضوع فروش PC و خرید تبلت پیش اومد، من ترجیح دادم از شیپور کمک بگیرم. به خصوص که انتشار آگهی تو این سایت رایگان هم هست.
تو فاصله ای که کامپیوتر رو با قیمت منصفانه ای با توجه به قدمت و کیفیت وسایلش آگهی کردیم، من نگاهی به تبلت هایی که تو شیپور برای فروش گذاشته بودن انداختم. به نظرم رسید بهتره با همون پول فروش کامپیوتر، یه تبلت دست دوم از اینجا بخرم تا مجبور نشم برای تبلت نو پولی هم از جیبم بذارم. ضمن اینکه یه تبلت دست دوم فقط از این لحاظ دست دوم محسوب می شد که خیلیها صرفا می خوان جدیدترین و به روزترین وسایل رو داشته باشن. واسه همین تند تند این قبیل لوازمشون رو می فروشن.
نتیجه کار هم همین شد. من تونستم تا قبل از شروع سفر کامپیوترم رو بفروشم و با پول اون، به تبلت دست دوم بخرم. کمکی که شیپور در این راه به من کرد، علاوه بر امکان حضور من در سفر خانوادگی، کاستن از هزینه های خرید تبلت و فروش کامپیوتری بود که چندان برای من کاربرد نداشت.
امیدوارم شما هم با توجه به فضای خرید و فروش سریع و آسون شیپور، اسباب و اثاثیه ای که به کارتون نمیاد رو همین جا تبدیل به پول کنین.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.