عاقبت درگیری پسرم با میز ناهارخوری!

همیشه صدامون تو خونه بلند بود. از وقتی رفته بودیم تو آپارتمان ۵۵ متری، برخوردامون و بحث های کلامیمون زیاد شده بود. پسرم مدام نق میزد که تو اتاق هم جا واسه وسیله هاش نیست. خب ما هم میدونستم این فضا واسه یه خونواده سه نفره خیلی کوچیکه ولی به خاطر مسائل مالی مجبور بودیم تو این متراژ زندگی کنیم.
کل اتاق پذیرایی و نشیمن ما یه اتاق ۲۰ متری بود که اونم با مبلمان و یه میز ناهارخوری چهار نفره پر شده بود. دیگه حتی نمیشد تو این فضا جم خورد. مهمونامون ترجیح میدادن که اگه میان خونمون صرفا واسه یه عصرونه چای و کیک باشه. آخه ما حتی جای نشستن رو زمین هم نداشتیم.
یه ماهی وضع به این منوال گذشت. تا اینکه یه شب که پای من موقع راه رفتن به میز ناهارخوری خورد، پسرم گفت: حتما که نباید رو میز غذا بخوریم تو این یه ذره جا.
و همون شب ما تصمیم گرفتیم از خیر میز بگذریم. یه میز ناهارخوری فرفورژه که البته دو سال قبل خریده بودم و الان دیگه از مد هم افتاده بود. پسرم که دلش میخواست همون شب بذارتش دم در. ولی من دلم نمیومد. با خودم فکر کردم حداقل بدمش به یکی. آخه خیلی نو بود.
یکی دو روز گذشت. هیچ کسی از دوستامون به این میز ناهارخوری نیاز نداشتن. ولی بازم حاضر نبودم همین طوری بذارمش دم در. شوهرمم گفت فکر سمساری رو از سرم بیارم بیرون. اصلا حاضر نبود وقت بذاره برای اومدن و رفتن سمسار.
باید یه کاری میکردم. یاد اینترنت افتادم. راستش من حتی شیوه پخت مربا و شامی و ست کردن لباس رو هم از نت پیدا می کنم. حتما یه چیزی میشد اون جا پیدا کرد. اصلا از اول باید میرفتم سراغش. عقل کل این روزاست دیگه.
نوشتم “فروش میز ناهار خوری دست دوم”. کلی مطلب اومد اما مهمترینش در مورد جاهایی بود که وسایل دست دو میخریدن و می فروختن. سایت شیپور، یکی از این فروشگاه های مجازی بود. کلی توش گشتم. میشد اونجا همه چیز رو واسه فروش گذاشت. حتی مبلمانی که واسه خونه من بزرگ بود.
من قبل اینکه بیام تو خونه کوچیکم دلم میخواست اینا رو عوض کنم ولی فکر میکردم پولشو ندارم اما تو شیپور دیدم که میشه اینا رو فروخت و بعد از همینجا با یه قیمت کم یه مبل کوچیکتر یا نیم ست خرید.
آگهی کردن میز ناهارخوری اولویت داشت. پسرم یه عکس خوب ازش گرفت و من گذاشتم تو سایت. این طور میزا اونجوری که من فهمیدم به کار خیلی ها میومد هر چند که به نظر بعضیا از مد افتاده بودن. میز منو در کمتر از ۱۰ روز واسه آشپزخونه یه شرکت تجاری خریدن. قبلش هم یه خانم دانشجو زنگ زده بود که سر قیمت توافق نشد.
بعد این فروش بی دردسر، با شوهرم تصمیم گرفتیم مبل های بزرگ رو برا فروش بذاریم تو شیپور تا با پولی که از میز ناهارخوری به دست اومده بود و پول خود مبلمان، یه نیم ست از همین لوازم دست دوم بخریم.
به نظرم ایده خوبی اومد. واسه همین دوست داشتم با شما درمیون بذارم. آخه این روزا خیلی ها مجبورن به خاطر مشکلات مالی خونه های کوچیک اجاره کنن در حالی که مثل من معضل وسایل بزرگ و جاگیر هم دارن.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.