لباس شب از فرنگ اومده که دوستش نداری!

روزی که خبر ارتقا شغلی یکی از همکارامون که البته با من و چند تا نفر دیگه از دخترهای شرکت خیلی صمیمی بود، توی شرکت پیچید، همه ذوق زده ازش یه شیرینی درست و حسابی خواستن. اونم به خاطر اینکه خوشحالی و تبریکات همه رو جبران کنه، توی اولین سفر به خارج از کشور، کلی هدیه برای همه خرید.
جالبه بدونین که تقریبا برای همه خانم های شرکت، لباس شب خریده بود. وقتی همگی متوجه این موضوع شدیم خیلی راحت و رک گفت، وقت نداشته زیاد تو بازار بچرخه واسه همین توی یه فروشگاه لباس، به تعداد خانم ها لباس شب خریده بود.
البته اون سعی کرده بود توی خریداش نهایت سلیقه رو به کار ببره اما خب من و چهار پنج نفرهمکاری که با هم صمیمی بودیم، متفق القول اقرار کردیم اصلا سبک و رنگ و طراحی لباس ها به دلمون ننشسته! هرچند که با توجه به مارک لباس ها، معلوم بود هزینه زیادی هم بابتشون پرداخت شده بود.
خلاصه بعد از گذشت شش ماه از ماجرای هدیه گرفتن ها، یه روز به طور اتفاقی متوجه شدیم، جز یه نفر از ما پنج نفر، هیچ کس حتی یه بار هم اون لباس های شب رو نپوشیده. اون یه نفر هم گفت که لباس شب داده به مامانش. چون کاملا با سلیقه و اندامش جور بوده. اما بقیه بدون اینکه حتی مارک لباس ها رو ازش جدا کنیم گذاشته بودیم توی کمد.

تا اینکه یه روز یکی از بچه ها پیشنهاد داد از اونجایی که برند این لباس های شب خیلی معروفه و کاملا نو هم هستن ببریم به مغازه های فروش لباس مهمونی و لباس شب، بفروشیم. بدم نمی گفت. حتی می تونستیم به جای دریافت پول لباس، یه پیراهن دلخواه برداریم.

واسه همین یکی دو روزی وقت گذاشتیم و رفتیم بازار. اما تلاشمون نتیجه بخش نبود. چون بعضی فروشنده ها اصلا حاضر به چنین کاری نبودن و بعضیای دیگشونم اینقدر قیمت پایینی پیشنهاد می کردن که با پولش نمی شد یه لباس معمولی مهمونی هم خرید.

اما همین گزینه فروش لباس شب ها، باعث شد که همگی به فکر یه راه حل دیگه برای آب کردنشون بیوفتیم. یکی از بچه ها پیشنهاد داد عکس لباس ها رو بذاریم تو یکی دو تا از شبکه های اجتماعی که توشون عضو بود. این جوری شاید میشد براشون مشتری پیدا کنیم.

من با اینکه مطمئن بودم این روش جواب نمیده اما قبول کردم. علت اینکه فکر میکردم این روش جواب نمیده این بود که با خودم می گفتم ذمگه دوست من چند تا مخاطب داره که بتونه از بین اونا چند تا مشتری واسه لباس های تقریبا گرون ما پیدا کنه.

حدس من بعد از یکی دو هفته درست از آب در اومد. بعد از اون بود که یه روز من تبلیغات سایت شیپور توی تلویزیون رو دیدم. توی تیزر تبلیغاتی این سایت تاکید می شد که همه جور چیز میشه اینجا خرید و فروخت. همین جمله کافی بود که منو یاد لباسم بندازه.

فورا آدرس سایت شیپور رو توی اینترنت جستجو کردم. بعد از یه نگاه کوتاه به به سایت متوجه شدم دقیقا اینجا همونجایه که ما دنبالش بودیم. چون محدودیتی برای فروش هیچ نوع کالایی نداشت، ضمن اینکه آگهی های فروش به دلیل مراجعه روزانه زیاد افراد به سایت، خیلی سریع در گستره وسیعی منتشر می شد.

با این همه قبل از آگهی کردن لباس شب ، من یه مطلب توی این سایت با عنوان “یه زمانی دیگه لباس زیبا نداشتم اما حالا…” خوندم که باعث شد به فکر بیوفتم علاوه بر این لباس شب کاملا نویی که دارم، لباس هایی که قبلا فقط یه بار پوشیدم و دیگه به کارم نمیان رو هم توی شیپور برای فروش بذارم.

در واقع من و همکارام متوجه شدیم سایت شیپور یه راه خیلی مطمئن و عالی برای جلوگیری از هدر رفتن پولهامونه. به این صورت که هر زمان به لباس شب احتیاج داریم می تونیم با قیمت مناسب از اینجا تهیه کنیم و لباس های قبلی رو به جای دور ریختن و یا چپوندن توی کمد، بذاریم واسه فروش.

خلاصه اینکه خواستم بگم شما هم می تونین فروش لباس هایی که هدیه گرفتین اما خوشتون نیومده و یا لباس هایی که توی جوگیری از چمدون دوست فرنگ از برگشتتون خریدین و بعدا فهمیدین به دلتون نمیشینه، رو توی شیپور تجربه کنین. در واقع این سایت، به فرصت بزرگ برای همه افرادیه که می خوان متفاوت باشن و متفاوت زندگی کنن.

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.