مادر بزرگم دو تا گلدان کریستال داشت…

جهیزیه مادر بزرگم خیلی خاصه و به نسبت دوره ای که اون درش زندگی می کرده، وسایلی که به عنوان جهیزیه بهش دادن خیلی زیبا، با سلیقه و گرون قیمت بوده. اسباب اثاثیه اش با توجه به امکانات اون روزا چیزی کم نداشته. میز و صندلی دو نفره کنده کاری شده، قاب عکس های خاتم، فرش های دست بافت، قالیچه های جاجیم، گلدان های کریستال و سرویس چای خوری نقره یه سری از جهیزیه مادربزرگم بود که بعد از فوتش به مامانم رسید. یه سری وسایل ارزشمند دیگه هم بود که خالم به ارث برد مثل یه دستگاه تلفن خیلی قدیمی و یه گرامافون.
اما موضوع اینه که این چیزا نه برای خالم جذابه و نه مامانم. اگه هم نگهشون داشتن صرفا به خاطر خاطراتی هست که از بچگی باهاشون دارن. مامانم که میگه این وسایل اینقدر قدیمیه که اگه بذارمشون گوشه اتاق، خونمون شبیه سمساری میشه! البته من فکر می کنم چون مامانم شیفته سبک مدرنه، از این وسایل خوشش نمیاد. واسه همین من اونا رو گذاشتم یه جای مطمئن که بعدها خودم ازشون تو دکور خونم استفاده کنم.
اما این بین دوتا گلدان کریستال بود که به خاطر حساسیت بالا در نگهداریشون، یه کم اذیتم می کردن. البته من اونا رو داخل بوفه اتاقم جا دادم اما خب، خیلی مایل نبودم نگهشون دارم چون می ترسیدم بشکنه و ترجیح می دادم یکی دیگه مراقبشون باشه. تا اینکه یه روز به فکرم رسید بفروشمشون!
جرقه این تصمیم هم زمانی به ذهنم رسید که دوست مامانم وقتی اومده بود خونمون گفت که توی سفرش به شیراز، تمام وقتش رو توی بازارهای قدیمی این شهر صرف خرید یه سری جنس سنتی و عتیقه کرده. خیلی هم خوشحال بود که تونسته از شیراز چیزایی که می خواسته رو بخره. وقتی اینو مامانم شنید، بهش گفت خب چرا این همه راه رفتی برای خرید این چیزا به خودم می گفتی کلی از این جور وسایل تو خونه داشتم.
همین یه جمله باعث شد که دوست مامانم اصرار کنه که وسیله های قدیمی مامان رو ببینه و اونها رو بخره!
اما من که علاقه خاصی به جهیزیه مادر بزرگ داشتم حاضر نشدم اونا رو بفروشم. در نهایت اینکه تونستم هر طور بود اون وسایل زیبا و آنتیک رو برای خودم نگه دارم.
ولی وقتی رفت به این فکر افتادم که چرا اون دوتا گلدان کریستال رو بهش نشون ندادم. اگرچه وقتی مامانم باهاش تماس گرفت، گفت که گلدان کریستال خریده و دیگه گلدان کریستال های منو لازم نداره.
اما همین ماجرا باعث شد دنبال خریدار برای اونها بگردم. مامانم از خدا خواسته، منو تو این راه همراهی کرد. سمساری ها که عملا می خواستن دوتا گلدان کریستال رو از چنگم دربیارن. قیمتاشون با توجه به لحنی که موقع نگاه کردن به گلدان های کریستال بهم می دادن، مشخص می کرد که می خوان به من به زور بگن که این گلدان ها چیزای ارزشمندی نیستن. فقط یه عتیقه فروشی بود که قیمت واقعی دوتا گلدون کریستال رو بهم گفت اما تاکید کرد که خریدارشون نیست چون می دونه این گلدان ها مشتری نداره.
خلاصه اینکه از خیر فروش توی بازار گذشتم. تا اینکه یه روز مامانم خوشحال و خندون گفت برام یه سایت فروش لوازم دست دوم پیدا کرده. منظورش سایت شیپور بود. من هم از فرصت استفاده کردم و سریع دوتا گلدان کریستال رو با یه آگهی مجانی تو این سایت واسه فروش گذاشتم.
اما چیزی که باعث شد به این کار تو شیپور ترغیب شم، مطلبی بود با عنوان ” این کالاهای آنتیک بدون واسطه و مستقیم فروخته می شوند” که تو وبلاگ شیپور خوندم. بعد از اون بود که متوجه شدم اینجا مرجعی برای خرید و فروش کالاهای آنتیکه و علاقمندای این سبک وسایل، بدون نیاز به سفر و گشت و گذار تو بازارهای قدیمی شهرهای مختلف، می تونن از توی خونه چیزی رو که می خوان بخرن. فقط کافیه سری به سایت شیپور بزنن.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.