ماشین شارژی شیپور دنیای پسرم شده!

بچه‌ها دنیای کودکانه قشنگی دارن، پاک و بی‌آلایش. زود نارحت میشن، زود گریه میکنن، زود میبخشن و زود یادشون میره. تمامی دنیاشون تشکیل شده از مامان و بابا و اسباب‌بازی‌هاشون. فقط به همین چیزا دل میبندن و البته پیش میاد به یه چیزهایی هم تو دوران کودکی‌شون عادت کنن.
وقتی بزرگتر که میشن و کم‌کم به حرف میان دیگه کمتر میشه مثل قدیم‌ترها گولشون زد و با هر چیزی راضیشون کرد. اصرار پشت اصرار واسه به دست آوردن اون چیزی که دلشون میخواد. معمولا این اتفاق برای بچه‌های ۳ تا ۶ یا ۷ سال زیاد پیش میاد و چون با چیزای جدید روبرو میشن، دلشون میخواد همه چی رو برای خودشون داشته باشن، بنابراین از هیچ تلاشی برای رسیدن به مرادشون فروگذار نمیکنن!
اسباب‌بازی‌ها و خوراکی‌های مختلف بخش زیادی از دنیای شیرین کودکان رو تشکیل میدن که شاید از کیفیت یا اون جنسی که شما براشون میخرین خبر نداشته باشن ولی قطعا به همون اسبا‌ب‌بازی‌های رنگارنگ و خوراکی‌هایی که براشون طعم جدید و لذت‌بخش داره قانع میشن. گرچه همونطور که میدونین خیلی از خوشی‌هاشون مقطعیه و ممکنه فردا کلا یه چیز دیگه ازتون بخوان که براشون تازگی داره.
دختر بچه‌ها به عروسک‌بازی خیلی علاقه دارن و پسرها هم طبیعتا به ماشین و موتور و دوچرخه. البته تو سنین پایین دخترها هم به دوچرخه و این جور چیزها علاقه نشون میدن ولی خوب این اشتیاق تو پسر بچه‌ها پررنگ‌تره. تقریبا همه‌ی ما تو دوران کودکیمون سه چرخه و بعد هم دوچرخه داشتیم و سوار شدیم. تازه خیلی‌هامون قبلا از این اسب و فیل‌هایی داشتیم که چهار تا چرخ داشت و باید خودمون تکونش میدادیم.
ولی خوب کم‌کم اوضاع بهتر شد و هر روز اسبا‌ب‌بازی‌های جدیدتری وارد بازار میشه. البته بعضی‌هاشون هم قدیم‌ترها بود ولی خوب یا گرون بودن و همه کس نمی‌تونست بخره یا اینکه خیلی فراگیر نشده بود. یه مدتیه اسباب‌بازی‌هایی مثل ماشین شارژی، سرسره یا ماشین‌های کنترلی بزرگ و جذاب مد شده و دیگه الان به پسر بچه‌ها با این چیزها عشق میکنن. ولی ماجرای این ماشین شارژی چند ماه پیش برای ما یه خاطره‌ی جالب داشت.
وقتی تو فامیل یا دوست و آشنا بچه‌ی هم سن و سال و هم جنس بچه‌ی خودت داشته باشی مکافات و دردسرهات بیشتره. چون یا با هم نمی‌سازن، یا وسایل همدیگه رو میخوان بگیرن یا با هم بازی نمیکنن و قهر میکنن. خلاصه بدترین جا وقتیه که یکیشون یه چیزی داشته باشه و نده بقیه بازی کنن و بچه‌ی شما هم اونا بخواد. از طرفی هم نمیشه باهاشون رفت و آمد نداشت.
دو تا از بچه‌های فامیل بودن که ماشین شارژی داشتن و پسر منم که عشق ماشین همیشه دلش میخواست یه ماشین شارژی داشته باشه. هنوز ۳ سالش کامل نشده بود که اسم خیلی از ماشین‌ها رو بلد بود. البته سه چرخه و دوچرخه و انواع ماشین‌های اسباب‌بازی رو داشت ولی به اونا قانع نمیشد و فقط ماشین شارژی میخواست. زمستون سال گذشته دیگه حسابی گیر داده بود که ماشین شارژی میخواد و ما هم قصد داشتیم براش بخریم ولی از یه طرف میدونستیم کلی قسط و بدهی داریم واسه‌ی خونه‌ای که خریده بودیم و از یه طرفی هم داشتیم به عید نزدیک و میشدیم و خرجا میرفت بالا. تازه میدونستیم که پسرمون به صورت مقطعی به ماشین شارژی دل میبنده و بعدش بیخیال میشه.
واسه همین نمیتونستیم بریم یه ماشین شارژی گرون قیمت و نو براش بخریم. خلاصه عید نوروز اومد و وقتی دید و بازدیدها تموم شد دیدیم این آقا پسر ما کلی عیدی جمع کرده. تو فکر بودیم که با عیدی‌هاش چیکار کنیم که یکی از آشناها پیشنهاد داد براش ماشین شارژی بخریم. ولی بازم نمیشد کلی پول کم بود. اما یه پیشنهاد خوبی بهمون داد. گفت خیلی‌ها مثل پسر شما ماشین شارژی خریدن و الان دیگه دلشون رو زده و احتمالا میخوان ماشین شارژی رو بفروشن.
فکر بدی نبود ولی یه مشکلی داشت اونم این بود که پیدا کردن ماشین شارژی دست دوم تمیز کار ساده‌ای نبود چون جای مشخصی برای خرید و فروش ماشین کارکرده که وجود نداره. به ذهنم زد تو سایت‌ها و اپلیکیشن‌های خرید و فروشی که میشناختم دنبال ماشین شارژی بگردم. بهترین سایت شیپور بود که همه چیز رو میشد توش کامل و راحت پیدا کنی. اپلیکیشن موبایلش رو هم روی گوشی اندرویدی خودم دانلود و بعد هم نصب کردم که اگه پای لپ‌تاپ نبودم بتونم هر لحظه چک کنم تا یه ماشین شارژی خوب پیدا شد بریم واسه خریدنش. تو شهرستان خودمون چند تا مورد بود که یا قیمتش واسه ما زیاد بود یا واسه چند وقت قبل بود و میگفتن زود مشتری اومده ماشین شارژی رو خریده.
پسرم دیگه داشت مریض میشد و ما همچنان در تلاش بودیم. تا اینکه یادم اومد دوستم که تعطیلات عید رو مسافرت بودن میخوان واسه آخر هفته بیان خونمون. شروع کردم تو آگهی‌های ماشین شارژی تهران رو گشتن که خوب تعدادش نسبت به شهرستان خیلی بیشتر بود. تا اینکه یه مورد خیلی خوب پیدا کردم و با خریدار صحبت کردیم. به یه قیمت خیلی خوبی رسیدیم و دوستم رفت ماشین شارژی رو دید. انگار آک آک بود و برامون آوردش شهرستان. سریع خریدیمش و آخر هفته پسرم باورش نمیشد یه ماشین شارژی داره.
این ماشین شارژی الان دیگه تمام دنیای پسرمه و وقتی سوارش میشه ازش میپرسیم کی برات این ماشین شارژی رو خریده با همون زبان شیرین بچگانه‌ش میگه عمو شیپور!

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.