موتور سیکلت ‌های خسته کنار خیابون می تونین تبدیل به گوشی بشن!

چند وقتی بود میرفتم اداره یه موتور سیکلت رو می‌دیدم که به تیر برق سر کوچه با قفل و زنجیر بسته شده. اوایل فکر میکردم واسه همسایه‌ها یا مغازه‌دارها سر کوچه‌ست که موتور سیکلتشون رو بستن به تیر برق و وقتی هم ما نمی‌بینیم میان میبرن کارشون رو انجام میدن.
اما یه کم که گذشت دیدم نه! کسی سراغ این موتور سیکلت نمیاد و از اون موتور سیکلت روزهای اول داره یه وسیله داغون، آفتاب خورده، بارون خورده و خاکی به جا میمونه و کم‌کم داره میشه یه موتور سیکلت اوراقی که به درد هیچ کسی نمیخوره. هر چی هم سراغش رو از در و همسایه‌ها و مغازه‌دارها میگرفتیم کسی نمیدونست این موتور سیکلت واسه کیه که بیچاره رو به این تیر برق بسته و رفته.
فقط یکی دو نفری دیده بودن صاحبش که واسه اون محله هم نبوده موتور سیکلت رو بسته و رفته، دیگه هم پیداش نشده. کم‌کم داشتیم نگران می‌شدیم نکنه موتور سیکلت سرقت بشه و بعدا صاحبش بیاد دنبالش. ولی یه مدتی که گذشت موضوع برام جالب شده بود و بیشتر به این قضیه دقت میکردم. جاهای مختلف شهر زیاد میشد از این موتور سیکلت‌ها و دوچرخه‌های خسته دید که صاحبانشون اونها رو بستن به یه تیر چراغ برقی، لوله گازی، تابلوی راهنمایی رانندگی و… و رفتن دنبال کارشون.
البته بعد یه مدتی شهرداری میاد این جور موارد رو جمع میکنه و میبره پارکینگ که اگه بخواین بیارینش بیرون کلی دردسر داره. باید همه مدارک کامل باشه، جریمه‌هاش رو پرداخت کنید، بیمه داشته باشین و خلاصه یه عالمه دنگ و فنگ که بشه موتور سیکلت رو ترخیص کرد. تازه اگه این اتفاق هم نیفته بالاخره همسایه‌ها مشکوک میشن و زنگ میزنن پلیس ۱۱۰ که بیاد تکلیف موتور سیکلتی که اونجا افتاده رو مشخص کنه.
تو همین اوضاع بودیم که یه روز صبح زود داشتم میرفتم سر کار دیدم یه نفر اومده داره قفل موتور سیکلت رو باز میکنه که ببره. راستش اولش فکر کردم دزده ولی دیدم که نه کلید داره و خیلی راحت داره موتور سیکلت رو باز میکنه. ظاهرا یکی از آشناهاش که خبر داشته موتور سیکلت اینجا بسته شده، بهش خبر داده بوده که شهرداری نامه گذاشته و این بنده خدا هم از ترسش اومده بوده موتور سیکلت رو ببره.
صداش کردم بهش گفتم آخه این چه کاریه؟ ما تو این مدت دنبال شما میگشتیم. چرا موتور سیکلت رو همین طور به تیر برق بستین و رفتین؟ مگه لازمش ندارین؟ گفت راستش من خیلی وقته این موتور سیکلت رو دارم و یه چند باری خرج گذاشته بود رو دستم. منم که آدم کم حوصله‌ای هستم، اون شبی که موتور به خاطر روغن سوزی اینجا خراب شد بستمش به تیر برق و رفتم دنبال کارم. گفتم خوب وسیله‌ست دیگه خرج داره حالا میخواین چیکارش کنین؟
گفت راستش دیگه یه موتور سیکلت نو با همه وسایلش خریدم میخوام یه جوری ببرمش تا خونه بندازمش گوشه پارکینگ. گفتم چرا نمی‌فروشیش؟ گفت حوصله این کار رو هم ندارم، موتور سیکلت داغون و قدیمی رو کی میخره. تازه اگر هم بخرن من حال ندارم بکشمش این طرف اون طرف تا بفروشمش.
بهش گفتم بابا این کارها لازم نیست، الان دنیای تکنولوژیه! همه چی با گوشی و کامپیوتر انجام میشه. آگهی میزنیم، میفروشیمش. گفت مگه میشه؟ گفتم آره چرا نشه. اگه حوصله‌ات کشید ببر یه دستی به سرش بکش بزار سرحال بشه تا مشتری خوب بخردش. اگر هم که نه، همینطوری بزارش برای فروش بگو ظاهر و باطن همینه. حالا یا یه خریدار پیدا میشه میبره مشکل روغن سوزیش رو حل میکنه و نهایت ۱۰۰ هزار تومن از شما نمیگیره یا اینکه از قطعاتش استفاده میکنه. تمام کاری که باید انجام بدین این که موتور سیکلت رو ببرین تا خونه، یه آگهی مجانی تو سایت شیپور بزنید و چند تا عکس هم ازش بزارین. بعد هم منتظر باشین تا تند تند خریدارهای سایت بهتون زنگ بزنن.
باورش نمیشد. شماره‌ام رو گرفت که اگه کاری یا سوالی واسه آگهی کردن موتور سیکلتش داشت بهم زنگ بزنه. وقتی داشت خداحافظی میکرد بهش گفتم یادت نره یه آگهی هم بزن قفل و زنجیرش رو جدا بفروش. خندید و رفت. آخرای هفته بود زنگ زد و گفت که موتورسیلکت و قفل و زنجیرش رو خوش قیمت فروخته و رفته جاش یه گوشی موبایل گرفته!
این فقط یه چشمه از توانایی‌های شیپوره که علم کیمیاگری میدونه. موتور سیکلت داغون کنار خیابون رو تبدیل میکنه به یه گوشی هوشمند و قفل و زنجیرش رو هم تبدیل میکنه به یه گارد خوشگل واسه گوشی!

برای دیدن قیمت انواع موتورسیکلت کارکرده و نو کلیک کنید.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.