وسایل برقی که تو آشپزخونه زیادیه!

از وقتی بچه بودم یادمه که مامانم برام جهیزیه می خرید. هر پولی که دستش می اومد، زود می رفت از یه فروشگاه لوازم خانگی به طور قسطی و یا نقد یه تیکه وسیله خونه تهیه می کرد و بعد می ذاشت توی انبار خونمون. می گفت روزی می رسه که میگی کاش برام بیشتر خریده بودی. آخه قیمت ها میرن بالا و دیگه ممکنه من نتونم موقع ازدواجت همه چیز برات بخرم.
بچه تر که بودم واکنشی به این حرفا نشون نمی دادم ولی یادمه تو سن دبیرستان که بودم به این خریدها اعتراض می کردم. بهونه ام هم این بود که همه وسایلی که خریده شده از مد افتادن و دیگه به کار نمیان چه برسه تا چند سال بعد از این. ولی خب مامانم دست بردار نبود. همین طوری هی می خرید و می خرید.
خلاصه بعد از چند سال دری به تخته خورد و منم به جرگه مزدوجین پیوستم. عملا کافی بود درست بعد خطبه عقد یه کلید بهم می دادن تا بتونم برم خونه خودم. چون تمام جهیزیه من آماده بود. همین طوری هم شد. درست یه ماه پس از عقد، من رفتم سر خونه زندگیم.
اما موضوع جالب قضیه اینجا بود که خونه من از در و دیوارش وسیله بالا می رفت. به قول همسرم ممکن بود یه روز همین که در آپارتمان رو باز می کنیم کلی وسیله بریزه بیرون. طفلکی مامانم دیگه هر چیزی که توی بازار بود خریده بود. حتی از بعضی وسایل دوتا تهیه کرد بود. وقتی پرسیدم چرا این کارو کردی؟ گفت آخه مدلش خیلی قدیمی بود گفتم این یکی پرکاربردتره راحت تر می تونی ازش استفاده کنی.
شاید باورتون نشه ولی من سه تا آسیاب برقی داشتم. یه مدلش صرفا آسیاب بود، اون دوتای دیگه در کنارش آبمیوه گیری و خرد کن و مخلوط کن هم طراحی شده بود. به اضافه اینکه هاون دستی از جنس برنج و سنگ مرمر هم داشتم!
بعد از دو سه ماه تازه فهمیدم من یه سری وسایل برقی دارم که به واسطه سبک زندگیم هرگز به کارم نمیاد. مثلا سبزی خرد کن، گوشت کوب برقی، ساندویچ ساز و سرخ کن. واقعا نمی دونستم با این همه وسیله چیکار کنم، ضمن اینکه خونه من یه کتابخونه کوچیک نداشت که چهارتا کتابمون رو توش بذاریم.
تا اینکه بعد چند ماه، یه روز تصمیم گرفتم کلی از وسایل برقی بدون کاربردم رو بفروشم و به جاش یه کتابخونه نقلی پر استفاده بخرم. اولش همسرم مخالفت کرد. گفت مامانم کلی انرژی گذاشته وقت صرف کرده و پول داده برای وسایل برقی و حیفه که من یهویی می خوام همه رو ببرم بفروشم!
اما واقعا اون وسایل برقی شده بودن بلای جون من. گردگیری و تمیز کردن کاورهای هر کدوم که به خاطر لکه های چربی، نیاز بود هر ماه انجام بشه یه طرف، جاگیر بودنشون توی آشپزخونه یه طرف. تازه من از بعضی وسایل برقی ام یا دوتا داشتم یا اصلا استفاده نمی کردم. مثلا من ترجیح می دادم برای خرد کردن گردو یا نون از هاون دستی استفاده کنم.
خلاصه اینکه همین واقعیت ها باعث شد، همسرم هم به فروش وسایل برقی بی استفاده راضی بشه. میدونستم فورا ازم می پرسه حالا چجوری می خوای تبدیل به پولشون کنی؟
راستش من چون سایت شیپور رو شناخته بودم، این فکر به ذهنم رسید که وسایل برقی بی استفاده رو بفروشم. من چند وقت قبل توی تبلیغات یه سایت دیگه با شیپور آشنا شدم. اونجا خیلی کوتاه و مختصر توضیح داده بود ” اینجا همه چیز خیلی زود فروش میره”. یه سری که به این سایت زدم متوجه شدم اونجا میشه وسایلی که نو هستن رو هم فروخت. این یعنی دقیقا راه حلی برای مشکل آشپزخونه من!
من و همسرم به ترتیب وسایل برقی ای که یا برامون بی مصرف بود و یا ازش دو تا داشتیم رو توی شیپور به طور مجانی آگهی کردیم. بعد از این کار سری به کتابخونه هایی که برای فروش توی سایت شیپور عرضه شده بود، زدیم. تصمیم داشتیم با فروش یکی دوتا از اون وسایل برقی چیزی که خیلی بیشتر لازم داشتیم رو با قیمت مناسب از اینجا بخریم.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.