وقتی پرنده های من رفتن تو شیپور!

وقتی تصمیم گرفتم پولی که پدرم به عنوان سرمایه بهم داده بود رو در یه مغازه پرنده فروشی هزینه کنم، خانواده ام چندان تعجبی نکردن. چون من از بچگی همیشه توی خونه پرنده داشتم. یادمه اولین پرنده ای که تو خونه تونستم نگهش دارم، یه گنجشک کوچیک بود که از توی لانه اش برداشته بودم.
بعد از همین تجربه بود که کم کم به این فکر افتادم قناری و مرغ مینا بخرم. اولش مامانم خیلی مخالف بود. نگران بود که نکنه پرنده ها مریض بشن و من رو هم مبتلا کنن. اما خب من تونستم راضیشون کنم. اونم به شکل کاملا ساده، کافی بود سه روز گریه کنم و غذا نخورم. خلاصه من تونستم به هر شیوه ای بود چیزی رو که دوست داشتم داشته باشم.
این علاقه با گذر سال ها کم که نشد، شدت هم گرفت. خونه ما یه زیر زمین داشت که من قسمت انتهایی اونو فنس کشیدم و چند تا لانه کوچیک پلاستیکی روی یه شاخه درخت خشک گذاشتم. می خواستم چند جفت فنچ اونجا پرورش بدم. اتفاقا نتیجه کارم هم مثبت بود. بعد از چند ماه تونستم از راه فروش فنچ، پولی هم به دست بیارم.
در نهایت این مسائل باعث شد که وقتی به فکر شغل و کار کاسبی بیوفتم، پرنده فروشی اولین گزینه باشه برام. مغازه پرنده فروشی من پر از پرنده های مختلف بود. گاهی علاقه من به اونا، مشتری رو مجاب می کرد که مثلا یه مرغ عشق بخرن. چون می دیدن که چقدر خوب میشه با یه پرنده انس گرفت.
اما همیشه اونجوری که من می خواستم پیش نرفت. به خاطر مشکل خانوادگی ای که برامون پیش اومد، مجبور شدم از خیر کار توی پرنده فروشی بگذرم و تمام وقت توی مغازه پدرم باشم. هرچند اول تصمیم گرفتم مغازه ام رو نبندم و شاگردم اونجا رو اداره کنه و خودم دورادور هوای کارو داشته باشم. ولی بعد از یکی دو ماه دیدم نمیشه. انگار همه رونق اون مغازه به علاقه ای بود که من به پرنده هام داشتم.
برای همین مغازه رو بستم و اون چندتا پرنده ای که فروش نرفته بود رو بردم توی همون زیر زمینی که هنوز فنس های قدیمیش سرجاش بودن. یه مدتی گذشت تا اینکه تصمیم گرفتم این یه قناری و دو تا مرغ عشق و سه تا فنچ و یه طوطی خیلی زیبا رو هم بدم برن.
چون دیگه حتی وقت کافی نداشتم به اون پرنده های بیچاره برسم. خواستم همشون رو ببرم به یکی از همکارای سابقم بفروشم که بعد از آشنا شدن با سایت شیپور نظرم عوض شد. راستش بیشتر می خواستم فروش اینترنتی رو تجربه کنم. واسه همین وقتی بعد از اینکه کاملا اتفاقی یه روز کلیپ با مزه ای دیدم که هدفش معرفی سایت شیپور بود، به این سایت سر زدم.
اونجا بود که متوجه شدم شیپور یه سایتیه که همه چیز رو میشه توش برای فروش آگهی کرد. اونم مجانی. حتی حیوانات خانگی مخصوصا پرنده ها رو. همین قضیه من رو ترغیب کرد پرنده هامو تو شیپور آگهی کنم. هر چند از شما چه پنهون، اولش خیلی امیدوار نبودم نتیجه بده.
آخه فکر می کردم هر کسی بخواد یه پرنده بخره خب میره پرنده فروشی. ولی انگار من از دنیای اینترنت خیلی عقب بودم. چون بعد از یه روز از انتشار آگهی های من، تلفن من به صدا در اومد. اونم نه یه بار که چندین بار. طوری که تونستم در کمتر از سه هفته پرنده هام رو به دست مشتری برسونم. اونجا بود که متوجه شدم امروزه مردم ترجیح میدن هر چیزی رو که امکان خریدش از اینترنت هست، بدون صرف وقت توی بازار و ترافیک، از همین راه تهیه کنن.
خدایی راهکار عالی ای هم هست، اینکه شما توی خونه ات نشستی بعد یهو توی سایت شیپور یه چیزی که خیلی وقته دنبالش می گشتی رو پیدا می کنی. اون وقت بدون فوت وقت فقط با یه تماس تلفنی، اون وسیله دیگه مال شما میشه.
خلاصه اینکه واسه من تجربه خوبی شد. بد نیست شما هم امتحان کنین.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.