چطوری برای مادرم از شیپور پرستار استخدام کردم!

یه سالی می شد که پدرم بر اثر بیماری و کهولت سن فوت کرده بود. از اون زمان به بعد مادرم تنها توی خونه اش زندگی می کرد. مشکلی هم از این بابت نداشت. تا اینکه دچار بیماری شد و دیگه به تنهایی از عهده خودش به خصوص تهیه خوارک و خرید خونه بر نمی اومد.
واسه همین من و خواهرم تصمیم گرفتیم یک روز در میان سری بهش بزنیم و کمی کمک حالش باشیم. یکی دو ماهی به این منوال گذشت تا اینکه خواهرم برای کار مجبور شد بره ماموریت. همین ماموریت دو هفته ای هم عاملی شد برای ماجراهایی که در کل هم به نفع مادرم شد و هم به نفع ما.
توی دو هفته ای که خواهرم نبود، من باید هر روز به مادرم سر میزدم و از اونجایی که ساعات کاریم زیاد بود و مسیرها هم پر ترافیک و طولانی، می دونستم نه می تونم کمک حال مادرم باشم و نه خودم به زندگی شخصیم برسم. برای همین، مادرم رو به خونه خودم آوردم تا بهتر حواسم بهش باشه.
البته خب، من به خاطر اینکه زمان زیادی رو توی شرکت می گذروندم، به سختی می تونستم برای بردن مادرم به دکتر و خرید داروهاش وقت بذارم، هرچند که اون دو هفته گذشت و خواهرم برگشت و تا حدی مشکل کم شد.
اما توی همون دو هفته به ذهنم رسید بد نیست از یه پرستار سالمندان بخوام یه ساعاتی از روز رو پیش مادرم باشه تا من هم نگران اتفاقایی که ممکن بود براش رخ بده، نباشم. واسه همین زمانی که ماموریت خواهرم تموم شد، موضوع پرستار رو با اون هم درمیان گذاشتم.
اول قبول نکرد. چون فکر میکرد اگه بخوایم کار رو به پرستار بسپریم کم کم کلا بی خیال سر زدن به مادرمون میشیم. ولی من قانعش کردم قرار نیست یه پرستار شبانه روزی استخدام کنیم، در این صورت به وقت هایی لازمه خودمون حتما به مادرمون سر بزنیم. به خصوص که تهیه دارو و بردن پیش پزشک هم کارهایی بود که نمی شد به پرستار سپرد.
بعد از قانع شدن خواهرم، باید ماجرا را طوری برای مادرم می گفتیم که احساس سرباری هم نمی کرد. برای همین من ابتدا از مادرم خواستم کلا با من زندگی کنه تا زمانی که حالش بهتر بشه و دیگه نگرانی از بابت رفت و آمد و توانایی آشپزی برای خودش، نداشته باشیم.
خب مادرم هم وقتی دید واقعا از عهده کارهای روزانه اش بر نمیاد و از طرفی ما هم خیلی برامون سخته هر روز، کلی مسافت رو برای سر زدن بهش توی ترافیک طی کنیم، قبول کرد.
بعد از یکی دو هفته، من بهش پیشنهاد دادم چون توی طول روز نیاز به مراقبت و غذا گرم کردن و خوردن دارو داره، بد نیست از یه پرستار بخوایم یه ساعت هایی رو بیاد و بهش توی کارهاش کمک کنه.
همونطور که انتظار داشتم، اولش قبول نکرد. علتش هم این بود که می گفت می تونه در حد خوردن دارو و غذا گرم کردن به کارهاش برسه و در این صورت دیگه هزینه استخدام پرستار، اسرافه. ولی من و خواهرم مجابش کردیم، یه پرستار می تونه روند بهبودیش رو با مراقبت هایی که انجام میده، سرعت ببخشه. ضمن اینکه نگرانی ما هم از بابت ساعت هایی که خونه نیستیم، رفع میشه.
خلاصه این طوری شد که من آگهی نیاز به استخدام پرستار سالمند رو توی سایت شیپور منتشر کردم. اینکه چرا شیپور رو برای این کار انتخاب کردم برمیگرده به زمانی که ما قرار بود واسه بخش حروف چینی شرکت، کارمند استخدام کنیم.
اونجا بود که یکی از همکارانم پیشنهاد داد علاوه بر درج آگهی توی نیازمندی های روزنامه، به طور رایگان همون آگهی رو توی شیپور هم منتشر کنیم. و خب چون اون زمان کارمون نتیجه بخش بود، منم تصمیم گرفتیم از همین سایت برای استخدام پرستار استفاده کنم.
شیوه کار هم خیلی ساده و البته نتیجه بخش بود. چرا که این روزها استفاده از اینترنت برای انجام اموری مثل خرید و فروش وسایل نو و دست دوم، کاریابی، پیدا کردن املاک و استخدام به شکل روزافزونی در حال فراگیر شدنه.
علتش هم در کمبود وقت افراد برای سر زدن به بازارها و همچنین در دسترس بودن اینترنت در هر مکانی هست.
اگر شما هم نیاز به پرستار دارید و یا شغل شما پرستاریه کافیه از سایت شیپور برای درج آگهی و ارسال رزومه کاری استخدام استفاده کنید.

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.