چهارشنبه سوری، میز سوزی نکنین!

می دونستم بچه ها کلی ذوق میکنن. تنها مراسمی بود که هیچ چیزی مانع آتیش سوزوندن اونا نمیشد. براشون ترقه خریده بودم و یه چند تایی بالن. اجازه داده بودم دوستاشونم دعوت کنن تا همگی دور هم خوش بگذرونن. اگه فقط یه شب بود که میتونستن طوری که دلشون میخواست بپرن هوا و داد بزنن، همین شب چهارشنبه سوری بود.
تو حیاط بساط به پا کرده بودم. کلی تیر و تخته آوردم تا یه آتیش حسابی روشن کنم. غروب که شد سرو کله دو سه تا از هم کلاسی های بچه ها هم پیدا شد. آتیش بازی رو به راه انداختم. دو ساعتی که گذشت کم کم آتیش داشت خاموش میدش که صدای جیغ بچه ها هوا رفت.
دلشون میخواست بازم ادامه می داشت اما چوبا تموم شده بودن. مجبور بودیم دیگه آتیش بازی رو تموم کنیم که یهو پسرم یادش اومد کلی چوب تو انبار هست.
چوب که چه عرض کنم. منظورش تخت خواب پارسال خودش بود و یه میز کوچیک صبحانه با دو تا صندلی. این میز ماله وقتی بود که من و همسرم هنوز این دوقلوها رو نداشتیم و توی آپارتمان کوچیکمون، یه میز با دو تا صندلی تاشو خریدیم.
اولش دلم نیومد میز رو بندازم تو آتیش. یادگاری بود. ولی خوب همسرم هم خیلی علاقه ای بهش نداشت وگرنه نمیذاشتش تو انباری.
خلاصه اون شب گذشت و فرداش همسرم از سفر یه روزه اش برگشت. توی حیاط هنوز بساط خوشگذرونی شب قبل ریخت و پاش بود. در واقع آرامش خونه وقتی بهم ریخت که خانمم متوجه شد ما کلی از وسایل توی انبار رو سوزوندیم.
البته همچین “وسیله” هایی هم نبودن ها. فقط همون میز صبحانه یه ذره به درد میخورد اونم در حد خاطره. ولی نمیدونم چرا بزرگش کرد.
می گفت میخواسته اونا رو بفروشه. آخه خانم کی میمومد بابت اون تیر و تخته های کهنه پول بده.
آخرش من کوتاه اومدم. عصر همون روز یکی در زد. گفت اومده دو تا میز عسلی ای رو ببره که ما گذاشتیم برای فروش!
یهو خانمم سر رسید. خریدار رو برد تو انبار و دو تا میز عسلی مبلمانی که شب قبل به خاطر خستگی بچه ها، از سوزونده شدن نجات پیدا کردن بودن، رو بهش داد.
تازه فهمیدم که قضیه چیه. آگهی فروش اون میز ها رو گذاشته بوده تو شیپور. منظورم ساز شیپور نیست ها. سایته!
شیپور یه سایت خرید و فروش لوازم دست دومه که اگه یه شب زودتر شناخته بودمش، می تونستیم نصف پول خرید مبلمان جدیدمون رو ازش دربیاریم.
آخه ما یه سری از وسایل خونه رو تازه عوض کردیم و قبلی ها رو بردیم انبار. فکر نمیکردم همسرم براشون برنامه داشته باشه. در کل چهارشنبه سوری خوبی بود اما با کلی ضرر مادی!
چهارشنبه سوری!
این اتفاق که چهارشنبه سوری، شده گورستون وسایل چوبی خونه از میز ناهاخوری گرفته تا، تخت خواب، مبلمان و حتی کتابای کهنه، داره تبدیل به فرهنگ خیلی نادرست توی شهرهای بزرگ میشه. چرا که بعضیا بعد از عوض کردن وسایلشون و خونه تکونی، یا فکر میکنن اون اجناس آنقدر داغون هستن که حتی نمیدن به سمساری و یا اینکه به خاطر پول خیلی کمی که سمساری بهشون میده ترجیح میدن، این وسایل اسباب گرم شدن محفل چهارشنبه سوریشون بشه.
غافل از اینکه برای تولید یه میز و یا کتاب، باید درختای قطور جنگل ها قطع بشن. جنگل هایی که سرمایه کره زمین محسوب میشن. بعد اون وقت بعضی از ما خیلی راحت میز تحریری که برای بچه کوچیک شده رو میذاریم کنار تا چهارشنبه سوری سوخته بشه.
راه حل چیه؟
همون کاری که همسر این آقا انجام داد. وسایلی که لازم ندارین رو بیاین تو شیپور آگهی کنین. خیلی ها هستن که نمیخوان پول زیادی بابت خرید کالاهای نو بکنن. مثل افرادی که قصد مهاجرت دارن یا تو شهرهای دیگه دانشجو، یا کارمند هستن.
اگه هم اونقدرا وسایلتون و یا کتابایی که بعد از خونه تکونی کتابخونه، کنار گذاشته شده، نو نیستن که خریداری براش پیدا بشه، بدون قیمت و به شکل رایگان آگهی کنین. اینطوری میشه بازم از هدر رفتن یه سرمایه جلوگیری کرد.
مهمترین خوبیه سایت شیپور درج آگهی رایگانه. به این صورت که شما هزینه ای برای آگهی نمی کنین.
اینطوری هم انباری خونه خلوت میشه و هم یه بخشی از پولی که یه زمانی صرف خرید اون وسایل کردین رو دوباره به دست می یارین.
سایت لوازم دست دوم شیپور، یه راه برای مقابله با هر نوع هدر دادن سرمایه هاست و البته یه انگیزه خرید.
چون اگه یه چیزی دلتونو زود بزنه و تنوع طلب باشین و یا بعد از مدتی ببینین دیگه کاربردی براتون نداره، به راحتی میشه تو شیپور براش مشتری پیدا کرد.

راستی چهارشنبه سوری امسال، یه شب امن و خوش رو با رعایت ایمنی تجربه کنیم!

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.