کامپیوتر خونگی بلای اتاق فسقلی!

مامانم گیر داده بود اتاقتو تمیز کن. یعنی یه جورایی خونه تکونی اتاقمو باید به تنهایی انجام می دادم. ترس برم داشت که زیر تختم چه چیزایی میشه پیدا کرد. یه اتاق ۶ متری که پر بود از وسیله. واسه همین جا برای چیز میزایی جدیدی که می خریدم نبود، منم قدیمی ها رو هلشون می دادم زیر تخت. توی اتاق یه کتابخونه پر عرض و طول، یه پاتختی، صندلی راکینگ چیر، تخت خواب و میز و صندلی کامپیوترم رو هم جا داده بودم و در واقع جا برای کوچکترین حرکتی تو این اتاق فسقلی نداشتم

مشکل دیگه این بود که فقط یه کمد دیواری خیلی کوچیک داشتم که به زحمت لباسامو چپونده بودم اون تو.
تمیز کردن اتاق با شستن شیشه ها شروع شد و بعد گردگیری وسایل اتاق. اما وقتی زیر تخت خوابمو ریختم بیرون، کم مونده بود گریه ام بگیره. حسابی درمونده شدم.
تصمیم گرفتم یه فنگ شویی اساسی کنم اتاقمو. اینطوری دیگه نه وسایل زیر تختم کپک می زد از بلااستفاده موندن و نه مجبور می شدم چند باره بعضی چیزا که راحت پشت میز و زیر تخت گم و گور می شد رو بخرم.
اولین کار به نظرم بیرون بردن کتابخونه بود. می خواستم نجار بیارم تا رو دیوار بر اساس یه مدل زیبا، طبقه برام نصب کنه. سه ردیف قفسه کتاب کافی بود. بنابراین دیگه این کتابخونه به کارم نمی اومد.
کار بعدی، کنار گذاشتن میز کامپیوتر و صندلیش بود. آخه دیگه توی دوره گوشی های هوشمند، تبلت و لپ تاپ کی از pc با کلی دم و دستگاه کیس و کی برد توی فسقل جا استفاده می کنه؟
اما دیدم اول بهتره یه فکری به حال کامپیوتر و میزش بکنم. زنگ زدم ۱۱۸ و شماره چند تا سمساری گرفتم. یکی گفت بیارش دم مغازه سر قیمت کنار میایم! این دیگه چه پیشنهادی بود؟! کلی باید پول حمل و نقل و باربری بدم تازه معلوم نبود چقدر بهم بابتشون بده.
یکی دیگم گفت ندیده نمیشه قیمت داد اما حول حوش قیمتشم دندون گیر نبود.
آخرش مامانم گفت تو نت دنبال مشتری بگردم. پیشنهاد خوبی بود. چون خیلی زود چند تا سایت خرید و فروش لوازم دست دو پیدا کردم، که البته شیپور بهتر از بقیه بود. آخه هیچ پولی بابت درج آگهی نمی خواست.
می دونین این قضیه مجانی بودن آگهی، وقتی هنوز نمی دونی چند تومن وسیله ات فروخته میشه و چقدر طول می کشه که فروش بره، مهمه دیگه. آگهی رایگان، یعنی تایم اوت نداری برای عرضه کالا تو سایت و تا هر وقت خواستی میتونی آگهی رو اونجا نگه داری.
میز و صندلی و خود کامیپوتر به اضافه کتابخونه رو آگهی کردم. توی مدتی که منتظر زنگ مشتری بودم، نجار اومد برام قفسه نصب کرد. ضمن اینکه تصمیم داشتم جای این دو سه تا وسیله توی اتاقم، یه کاناپه جمع و جور بذارم که اتاقم خودمونی تر به نظر برسه.
توی سایت شیپور چرخی زدم. یه کاناپه نارنجی با پرده های سفید که گل های نارنجی داشت، چشممو گرفت.
بدم هم نشد. خونه تکونی، دیزاین اتاقمو عوض کرد. وقتی مشتری ها زنگ زدن و سر قیمت توافق شد و من به پولم رسیدم، کاناپه و پرده رو خریدم که چون دست دوم بودن، هزینه چندانی برام نداشت.
با بقیه پولمم تصمیم گرفتم بعد عید نوروز، یه تبلت یا شایدم لپ تاپ بخرم. اینه که گذاشتم واسه بعد عید، به این خاطر بود که هدیه های سال نو کمک خرج وسیله جدیدم بشن.
البته تو فکرم هست که برای خرید لپ تاپ، یه نگاهی به آگهی ها هم بندازم. آخه شیپور خیلی کمکم کرد با حداقل پول، یه دکور جدید و فضای متفاوت داشته باشم. پس بازم می تونست مشکل نداشتن لپ تاپ رو حل کنه!

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.