یخچال ساید بای ساید رو دستمون باد کرده بود که…

استفاده از تکنولوژی‌های روز خیلی خوبه و هیچ کسی نمیتونه منکر این قضیه بشه که به کمک پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی‌ها و انجام کارها سریعتر و ساده‌تر شده. البته شاید بعضی‌های معتقد باشن ماشینی شدن زندگی باعث کمرنگ شدن روابط و دور شدن آدما از هم میشه، ولی این مشکل بیشتر به خودمون و نحوه‌ی استفاده‌ی ما از ابزارهای تکنولوژیک برمیگیرده.
یادمه دوستی میگفت از طریق همین اپلیکیشن‌های پیام‌رسان که روی گوشی موبایل نصب میشه تونستن تو یه موقعیت خطرناک با پزشک مادرشون ارتباط برقرار کنن و با ارسال اطلاعات و عکس‌های لازم جون مادر بیمارشون نجات پیدا کرده. پس میشه از تکنولوژی بیشترین و بهترین استفاده رو مسیر درست داشت. البته از قدیم گفتن که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. یعنی اگه میخوای بهترین تکنولوژی‌ها و لوازم رو داشته باشی باید خوب پول خرج کنی.
ولی خوب یه وقتایی تو زندگی دچار سردرگمی میشی و تو یه دو راهی بدی گیر میفتی که باید تصمیم درستی رو بگیری. شاید مجبور بشی از اون چیزی که دلت میخواد بگذری. البته این موضوع به خود آدما هم بستگی داره و بعضی‌ها تا تو موقعیتش قرار نگیرن قبول نمیکنن تصمیمی که قبلا گرفته بودن اشتباهه.
من خودم همیشه در عین حالی که سعی میکردم آدم به روزی باشم ولی دوست داشتم ساده زندگی کنم و بیشتر تکنولوژی رو تو رسیدن به اهدافم و انجام کارهام به کار میبردم. به همه هم توصیه میکردم که افراد به روزی باشن و با پیشرفت علم پیش برن. چون انقدر سرعت ظهور تکنولوژی‌های جدید زیاده که غفلت کنی کلی عقب میمونی. از نظر من تو دنیای امروز بدون گوشی هوشمند، لپ‌تاپ و زبان انگلیسی نمیشه اونطوری که دوست داری پیشرفت کنی. بالاخره شرایطی پیش میاد که به این وسایل نیاز داری. الان دیگه چند سالیه جنگ اطلاعات و ارتباطاته و چاره‌ای نیست جز اینکه همیشه آنلاین باشیم وگرنه کلاهمون پس معرکه‌ست.
وقتی درسم تموم شد و یه کار خوب پیدا کردم و جایی که میخواستم استخدام شدم، سال گذشته تصمیم گرفتم ازدواج کنم. خدا رو شکر همسری که دوستش داشتم و بهم علاقه داشتیم نصیبم شد ولی اینجا بود که فهمیدم تنها طرز تفکر من معیار نیست و درسته تفکرات و عقاید همسرم هم مثل من تکنولوژی محور و به روزه ولی موقع خرید لوازم منزل عوامل دیگه‌ای چون نظرات دیگران، چشم رو هم چشمی، خوشگلی، گرون بودن یا کامل بودن همه چیز هم مهمه. میتونم بگم یه وقتایی اصلا قیمت یا معیارهای دیگه نمیتونست دخیل باشه.
بزرگترین مشکل ما زمان خرید جهیزیه بود. خوب چون من از خودم ماشین و شغل خوب داشتم اونا هم میخواستن چیزی کم نذارن و دختر و دومادشون رو تو فامیل با یه جهیزیه پر زرق و برق رو سفید کنن. البته تو فامیل خانومم دادن جهیزیه توپ مرسوم بود و با اینکه خانواده‌ی تحصیل کرده‌ای بودن ولی دچار تجمل گرایی و چشم رو هم چشم هم شده بودن. خرید لوازم جهیزیه رو گذاشتن به سلیقه‌ی خودمون. من رو هر چی که دست میذاشتم همسرم قبول نمیکرد و میگفت باید بهترینش رو بخریم. اصلا هم قبول نمیکرد که ما فعلا تو شروع زندگی مستاجریم و شاید مجبور بشیم چند سالی جابجا بشیم. واقعا فکر کردن به جابجا کردن اون همه وسایل مخصوصا اون یخچال ساید بای ساید ۶ میلیون تومنی تن منو میلرزوند.
ولی خوب اصرارهای من فایده نداشت. آخه ما هر دو شاغلیم و مجبوریم همش سر کار باشیم. این همه وسیله‌ی پر زرق و برق رو فقط باید الکی بچینیم توی خونه. ناچار شدیم به خاطر این همه لوازم خانگی و وسایل جهیزیه بالاجبار یه خونه‌ی دو خوابه بگیریم و کلی اجاره بدیم که همه چیز توش جا بشه. از یخچال ساید بای ساید و بهترین مبلمان گرفته تا ماشین ظرفشویی و سرویس چوب چند میلیونی که ما داشتیم. واقعا چشم فامیل داشت از حدقه میزد بیرون.
ولی چه فایده انقدر درگیر مشغله‌های کاری خودمون شده بودیم که از وقتی رفتیم سر خونه زندگی خودمون نتونستیم هنوز یه دل سیر از همه‌ی وسایلمون استفاده کنیم. البته ناگفته نماند خیلی‌هاشونم تو این زندگی پرترافیک ما خیلی به دردمون میخوره. از همون روز اول مبنا رو گذاشتیم بر خرید خونه. چون تقریبا همه چیز داشتیم ولی نه من و نه همسرم مستاجری رو دوست نداشتیم و دلمون میخواست از خودمون خونه داشته باشیم.
یه سالی گذشت تا اینکه یکی دو ماه پیش بود یه مبلغ خوبی پس انداز کردیم و یه وام خوبی هم به من تعلق گرفت. خیلی دنبال خونه گشتیم. تا اینکه پدر خانومم یه آپارتمان یه خوابه‌ی خوب نزدیک خودشون پیدا کرد. واقعا گزینه‌ی خوبی بود و برای من هم که یه وقتایی شیفت بودم و همسرم تنها میشد خیلی گزینه‌ی مناسبی بود.
هنوز پول کم داشتیم و قرار شد رو سند خونه هم وام بگیریم. تقریبا پولمون جور شده بود. شاد و خوش حال از اینکه داریم خونه‌دار میشیم که مصیبت عظما شروع شد. تازه به این مشکل خورده بودیم که اون همه وسیله رو کجا جا بدیم. خلاصه نشستیم به فکر کردن. اینجا بود که خانومم به اشتباه خودش پی برد ولی خوب کاریش نمیشد کرد. دلش نمیومد از لوازم خونه دل بکنه. قرار شد یه سری وسایل رو که اصلا از جعبه اش در نیاریم و صاف بزاریم تو انباری. بقیه رو هم جمع و جور بچینیم. ولی واقعا خونه کوچیک بود و هر کاری میکردیم یه جای دیگه‌ اش به مشکل میخوردیم. ولی هر طور بود همه رو جا کردیم جز یخچال ساید بای ساید که نه تو آشپزخونه جاش بود، نه تو انباری نه جای دیگه. خوب به هر بخچال هم لازم داشتیم.
هر طور بود خانومم رو راضی کردم که یخچال رو بفروشیم. یعنی چاره‌ای نداشتیم. خودش هم به این نتیجه رسیده بود که خریدن یخچال ساید بای ساید برای ما اشتباه بوده. ولی یه مشکل دیگه هم وجود داشت که لوازممون خیلی نو بود نمیخواستیم بدیمش دست سمسار مفت بخره و از طرفی هم هیچکدوم نمیرسیدیم برای فروشش برنامه ریزی کنیم. خیلی هم وقت نداشتیم و باید خونه رو تخلیه میکردیم.
دوباره دست به دامان تکنولوژی شدیم. همینطوری که داشتیم تو اینترنت میگشتیم سایت‌های داد و ستد آنلاین رو پیدا کردیم و با یه کم بررسی دیدیم شیپور از همه کامل‌تر و جامع‌تره. نکته‌ی جالبش این بود که یه مطلب با عنوان «دیگه وقت خداحافظی با یخچال ساید بای ساید رسیده» رو هم تو وبلاگ شیپور منتشر کرده بودن که انگار اندر احوالات ما بود! اما یه مزیت خوبی که شیپور داشت اپلیکیشن شیپور بود که برای من و همسرم که همیشه سر کار بودیم عالی بود.
سریع اپلیکیشن شیپور رو دانلود کردم و بعد هم رو گوشی موبایل خودم و خانومم نصبش کردم. کار باهاش خیلی ساده بود. چند تا عکس از یخچال گرفتیم و یه آگهی رایگان گذاشتیم برای فروش. قیمت رو هم منطقی زدیم که با توجه به نو بودن یخچال ساید بای ساید ضرر نکنیم و اون کسی هم که میخره یه نفعی ببره. خیلی جالب بود که دو روز بعد یخچال رو فروختیم و جاش رفتیم یه یخچال ارزونتر ولی خوشگل و با امکانات خریدیم و الان هم راحت تو خونه‌ی خودمون زندگی میکنیم.
واقعا یخچال ساید بای ساید رو دستمون باد کرده بود که شیپور نجاتمون داد!

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

اگر شما هم اطلاعاتی در این زمینه دارید با ما در میان بگذارید :

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.